پینوکیو با چشم گریان به امام نقی وارد شد و گفت: ای پسر رسول خدا من دو سکه طلا داشتم ولی روباه مکار گولم زد و گفت اگر یکی از آنها را زیر خاک بکارم، درخت طلا ازش میروید. امروز رفتم بالای خاک دیدم سکه نیست و فهمیدم چه کلاهی سرم رفته.
امام فرمود: حرص دنیا این چنین انسان را فریب میدهد. به جای آن باید به فکر آخرت خود باشی. اکنون آن سکه دیگر را به من بده تا شفاعت تو را در آخرت بکنم. ول کن این مال دنیا را.
امامنقی و توشه آخرت

